محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
501
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ببرند و چون رعيت ظاهرا اطاعت كرده باشند غالب ظن اينست كه با رعايا از در مدارا و مواسا در آمده ابواب عناد و فساد بر روى ايشان نگشايد و به همان پيشكش و ساورى از ملك راضى شده اكتفا نمايد و داروغهاى بر ما گماشته معاودت فرمايد . بعد « 1 » از آنكه ترا قوتى و قدرتى پيدا شود و استعداد آن بهم رسيده باشد كه توانى ملك از تصرف خصم انتزاع نمائى ، ملك اينجا و ما همه ممد و معاون توئيم و در دفع و رفع اعداء به جان و دل مضايقه نكرده كمال سعى و اهتمام بظهور ميرسانيم و رفتن تو از اينجا موجب آن مىشود كه خيل و حشم و اتباع و خدم تو و خلق اين ولايت بالتمام از حدوث قتل و غارت و وقوع فتنه و فساد ، و ازاله عرض و ناموس همه مصون و محروس مانند و حاجم خان را اين مقدمات معقول و مستحسن افتاده با پانصد نفر از متعلقان و منسوبان و از احمال و اثقال ، آنچه امكان نقل و انتقال داشت جمع آورده رايت عزيمت « 2 » به طرف مملكت عراق برافراخت « 3 » و در اواسط فصل تابستان سنهء احدى و الف كه موكب ظفر قران در حدود لرستان تشريف اقامت داشت ، بدار السلطنهء قزوين رسيد و رحل اقامت انداخت . اما عبد اللّه خان بعد از جلاى حاجم خان ، چون به ظاهر خوارزم رسيد و خبر رفتن والى آنجا مسموع او شد ، از بارهء قهر و غضب فرود آمده بر آن دشت ، بارگاه نزول افراشت و اكابر و اشراف از اطراف ، ساورى و پيشكش « 4 » مناسب معد و مهيا ساخته بملازمت شتافتند و بالضروره قبول اطاعت و انقياد كرده باج و خراج را ملزم گشتند و به اظهار اخلاص و يكجهتى ، از مصادره و مؤاخذه امان يافتند و عبد اللّه خان ، روزى چند در آن كشور توقف نموده حاكمى عدالت شعار بر ايشان گماشت و او را بلوازم رعيت پرورى و مراسم عدالت گسترى تكليف و ترغيب
--> ( 1 ) - م : و بعد ( 2 ) - م عظيمت ( 3 ) - م مملكت برافراخت ( 4 ) - پيشكش و ساورى